سلاخی
میگریست
به قناری کوچکی
دل باخته بود
*********
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من_باری_همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون باشد.
ا.بامداد
سلاخی
میگریست
به قناری کوچکی
دل باخته بود
*********
هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من_باری_همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون باشد.
ا.بامداد
The URI to TrackBack this entry is: http://bouf.wordpress.com/2010/02/10/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d8%ae/trackback/
سلام سیاوش خان.. حال شما… به خدا خوشحال شدم وقتی نظرتون رو دیدم… اولین دوستان وبلاگی من که یکیش همین خود شما باشین هیچوقت نمیشه فراموششون کرد…حق آب و گل دارین!
خوبی؟ چه خبرا؟ چرا کم پیدایی؟
خدایی ناکرده قهر که نیستی؟
مگه میشه یادم بره؟
ایشالا گرفتاریتون هم واسه خوشی باشه
لطف کردین اومدین سیاوش خان
خوشحال شدم خیلی