سلاخی میگریست به قناری کوچکی دل باخته بود ********* هرگز از مرگ نهراسیده ام اگرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود. هراس من_باری_همه از مردن در سرزمینی ست که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد.
ا.بامداد
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.